!...يواشــكـــي

ســــــــلام

اومدم بگم کــــــــــه من به دعــــــــاهای همتــــــون نیاز دارم

اگــــر بدی خوبــــی بی ادبی دیدید هلـــالم کنید عجیب دلواپس یکـــــیم که خودش میدونه کیه او بین ماست میادو میره اینجا تنها جاییه که میدونم کم میاره واسعه جواب دادن

من هیچ وقت قصد نداشتم تو زندگیم کسیو چشم انتظار بگذارم تا اونجاییم که من یادمه

همیشه منتظر بودم ...........از کنار دریا گرفته تا تو آسمونا .......من هیچ سهمی تو هیجا نداشتم داداش

اما همیشه چیزامو با همه تقسیم میکردم ......برای چند وقت و برای فرلار از خودم دارم یه کارایی میکنم که خیلی خطرناکه نمیگم چون بد آموزی داره......خلاصه اگه دلتون سوخت واسم دعا کنید نمیدونم کی...چه موقع.....میام اما بازم میام البته امیدوارم اگه سالم رسیدم....

هیچ وقت از جلبه توجه کردن خوشم نمیاد اما چارهای نداشتم باید میومدم اینجا تا یه بنده خدا میفهمید که من تو همه جا تو فکرشم داداش همون بهتر داداش  ندونی تو اون ۲ روزه چی شده .........همتونو دوست دارم دلم واستون تنگ میشه بای

نوشته شده در ۱۳۸٦/٦/٢٤ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

شاید که غزل را تو به پایان برسانی

در شک و یقین باشم و ایمان برسانی

حتی اگر این فال به نام تو نباشد

یک جور خودت را ته فنجان برسانی

مانند نهنگان لب ساحل بنشینم


تا بلکه خودت را لب ایوان برسانی

فانوس شو، دریا شود این کوچه بن بست

تا گم شدگان را به خیابان برسانی

هر وقت که پیراهن خونین تو آمد


یوسف بشوی مصر به کنعان برسانی

خوش یمن ترین متن خبرهای جهانی

هر چند خبر را به کلاغان برسانی

تلخ است که باشی و فراموش کنندت


سخت است جگر را سر دندان برسانی

پایان خوشی نیست مگر اینکه بیایی

ای کاش غزل را تو به پایان برسانی
نوشته شده در ۱۳۸٦/٦/٢٠ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

سلام

آقایون و خانومای مهربون خوبید من خوبم

نوشته شده در ۱۳۸٦/٦/۱٧ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |