!...يواشــكـــي

بازم نیومدی....

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢۸ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

تمام می شوم شبی

تمام شده ام شاید

تمام من تمام شد...

اما 

نه

هنوز ...

کمی مانده...؟

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢۳ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

تمام میشوم شبی می دانم...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢۳ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

چشمانم همیشه به راه می ماند

می دانم که می آیی! شاید لحظه ای در خوابم...

من آن دلتنگی نا گاه پس از شوقم...

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢٢ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

باید بازم به نبودن آدمها عادت کنم

اما فقط عادت

چون یاد نگرفتم ازشون دل بکنم یاد نگرفتم بهشون فکر نکنم یاد نگرفتم عاشقشون نباشم و یاد نگرفتم فراموششون کنم

اید بتونن خیلی چیزارو ازم بگیرن اما نمیتونن جایگاهی که توی قلبم دارن و تغییر بدن...پس به همین دل خوشم ،خلاص...

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢٠ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

خدایا خودت تنهام نگذار

می دونم که صدام و میشنوی

میدونم که میبینی

صبرم داره ته میکشه عمرمم...!

دیروز وقتی اون ۶تا تابوت رو دیدم با خودم گفتم چقدر بده که آدم عزیزاش رو یک جا از دست بده و تنها باقی مونده خانواده دفن شدن  دونه دونه عزیزهاش و ببینه

دلم می خواست منم مرده بودم ولی اون صحنه هارو نمی دیدم جالب اینجاست که هیچ وقت از اون خیابون رد نمی شدم از بس بدم میومد ،هر چی فکر کردم علتش رو نفهمیدم که چرا از اون مسیر ...

خدا قربون حمکت و بزرگیت برم خودت کمکم کن فقط تویی که قادری...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

قلبم داره یواش یواش وامیسته؟

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٤ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

برای دوست همیشه مهربانم امیر...

کاش می دانستی حضورت در لحظاتی که از درون ویرانم چه التیامی دارد

کاش میدانستی که مهربانی از مهربانیهایت مهربان شد

و ای کاش میدانستی که لبخند های پر از شادابیت جان می دهد مرا

اگر امروز نبودی نمی دانم چه می کردم

بدان همیشه برایم می مانی هرچند اگر نباشی

می دانم که حال ای روزهای مرا میدانی

میدانم که مرا میفهمی...

چه کنم با این همه لطف؟

اینها را نوشتم تا یادم بماند که تو همیشه برایم عزیز میمانی

دعا گو و خاک زیر پای شما میثم....

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱۱ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

فقط منتظر روزیم که همه چیز خوب بشه...

یعنی میشه؟

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٩ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

شهر همیشه عجیب چشمانت را دوست دارم

جا ماندن نگاه هایت بر روی افکارم را دوست دارم

نمی دانی که هر قدر از تو دورتر میشوم به من نزدیکتر میشوی

صدای نفس هایت را می شنوم

هنوز جای بوسه ات بر روی گونه ام می سوزد....

بگذار هوا بگیرم از یاد بودن هایت

بگذار نفس بکشم خیال گرفتن دستانت را

دروغ است که می گویند :از دل برود هر انکه از دیده برفت...

راستی گرگ و میش بود پلکهایم را برای لحظه ای بستم که خوابت را دیدم

آنجا یادم رفت بگویم یا شاید فرصت نشد بگویم از اینکه پا به رویا ی من گذاشتی خوش آمدی

اگر می دانستم قرار است بیایی چشمانم را زیر پاهایت میگذاشتم ولی حیف که تو همیشه بدون خبر می آیی...

مثل بی خبر آمدن هایت در خیال من

مثل بی خبر آمدنت در دلشوره های من

اما چیزی که قشنگترش می کند اینکه تو می آیی

آمدنت را دوست دارم هر چند در خواب هر چند در خیال و هر چند در رویاهایم

آمدنت را دوست دارم و می دانم که تو فقط قدری دیر کرده ای فقط همین

تهمت هرگز نیامدن به چشمان نازت نمی آید

هر چند که می گویند...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٧ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

چشم نازت مال من بود یادته؟

روزگار قهر و آشتی یادته؟

قول دادی پیشم بمونی یادته؟

ببینم اول قصه یادته؟

دست گرمت تو زمستون یادته؟

 

شونه های من زیر بارون یادته؟

یه روزی همو ندیدیم یادته؟

بی تو میمیرم یادته؟

روزی صد بار بی تو مردن یادته؟

فال حافظ شب یلدا یادته؟

مستجاب نشد دعامون یادته؟

خط رو اسم من کشیدی یادته؟

کلی سرزنش کشیدم یادته؟

چشم من به چشمت افتاد یادته؟

 

 

با تشکر از سایه...

                                                                                                           ١٣

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٦ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

امیدوارم هیچ وقت لازم نباشه کسی سوختن رو احساس کنه ...

قلبم از مغزم جلو زده...

                                                                                         ١٣

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٦ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

درست وقتی رسیدم که دیر شده بود...

مهم نیست...

فدای سرتناراحت

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٥ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

چیزی جز دلتنگی هایم ندارم

تمام دارو ندارم  همین است

تو  و نبودنهایت تمام سهم من از این دنیاست

من سهمی بیشتر از این نمی خواهم

کاش می شد می فهمیدی که چقدر زود تنهام گذاشتی

اما...

یلداییم مراقب خودت باش...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٤ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |