!...يواشــكـــي

هیچ وقت فکر نمی کردم روزی بیاد که نتونم خودم تولدت رو بهت تبریک بگم داداش مهدی

اما

یه پیغام دادم واست نه با موبایل یا نت با قلبم به حسی که داشتم بعد زد به سرم که امیر بیاد و به جای من بهت تولدت رو تبریک بگه...

واست کلی آرزوهای خوب و ناب کردم و می دونم که همشون براورده میشن

بدون همیشه باهامی داداش

تولدت مبارک داداش مهدی عزیز...

یلدات مبارک....

یادمه یه روزی گفتی توی بلندترین شب سال که خیلی هم سرده به دنیا اومدی شب یلدا

یلدات و تولدت داداش جون مبارک

تقویم ما

پر است از شبهایی

آنقدر طولانی

که روز را

کابوس میبینیم

به یلدا بگو

امشب را

کوتاه بیاید...

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۳٠ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

شهادت امام سجاد ع بر تموم شیعیان تسلیت باد...

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٩ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

عزیزی برایم نوشت با یاد او برای شما می نویسم ...

تمام راهها را به رویم بسته اند

چشم هایت را نبند...

.................................

گاهی دلتنگیهایم به جنون میرسد

گاهی دلتنگیهایم به مرگ می رسد

گاهی دلتنگیهایم به آسمان می رسد

گاهی فقط دلتنگ دلتنگیهایم میشوم...

نقطه سر خط...

چشمهایم به خط کشی وسط اتوبان بریده بریده بریده از همه چیز بریده 

عجیب است....

ترک شدن یا ترک کردن یا ترک خوردن ...

وقتی توی چشمام نگاه میکرد میگفت فقط تو منم باور میکردم

باور میکردم

باور داشتم و

باور دارم

باور خواهم داشت...کاش بین مرگ و زندگی یه چیزه دیگه ای هم بود مثله مثله نمیدونم...

اما یه چیزی این وسط کمه نیست اما نمیدونم چیه فکر کنم خل شدم یا بودم و خلتر شدم

اما قشنگ نیست ....

خودم که نفهمیدم کلن چی نوشتم امیدوارم شما هم نفهمید

پ.ن:ممنون از این همه کامنت ممنون از این همه محبت من و ببخشید که دیر به دیر بهتون سر میزنم اما بدونید پستهاتون و با عشق می خونم اما فرصت کامنت گذاشتن ندارم 

مهربونای زیادی ازم خواستن نظراتشون رو برای نمایش بگذارم اما با عرض پوزش امکان پذیر نیست امیدوارم فحشم ندید بدونید تک تکتون و دوست دارم و براتون دعا میکنم التماس دعا دارم با عشق....

این شعر زیبا تقدیم به تموم عاشق هایی که با یه عشق پاک دارن زندگی میکنند عاشق میمانند تا عاشق بمیرند

زنده باد عشاق......

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم

اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم

یک قطره ی آبم که در اندیشه ی‌ دریا

افتادم و باید بپذیرم که بمیرم

یا چشم بپوش از من و از خویش برانم

یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم

از زندگی بی تو گریزانم و بیزار

آنقدر که بگذار بمیرم که بمیرم

این کوزه ترک خورد !...چه جای نگرانی است؟

من ساخته از خاک کویرم که بمیرم

و در پایان:

با تو که هستم 

تنها نیستم...

                                                                                            13

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٦ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

مردم ز رشک چند ببین که جام می

لب بر لبت گذارد و قالب تهی کند...

 

خدایا ازت ممنونم که همیشه کمکم میکنی ...

                                                                                                       13

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٦ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

فکر می کنم باقی مونده عمرم رو باید ...

شکل یه آدم که کلش به سمت عقبه اما حرکتش به سمت جلو ...

پاییز هم نتونست...

د ل م تنگ است برای دلتنگی هایم

                                                                                                13

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٩ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

عاشورا 

نذر شله زرد 

بازم کلی 

خاطره

کاش....

                                                                                           13

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٧ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

کم کم یاد خواهی گرفت

تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را

اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر

و یاد می‌گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند

و هدیه‌ها، معنی عهد و پیمان نمی‌دهند...



کم کم یاد میگیری

که حتی نور خورشید هم می‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری

باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه

منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد...

یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی...

که محکم باشی پای هر خداحافظی

و یاد می‌گیری که خیلی می‌ارزی...

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٧ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

کم کم یاد خواهی گرفت

تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را

اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر

و یاد می‌گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند

و هدیه‌ها، معنی عهد و پیمان نمی‌دهند...



کم کم یاد میگیری

که حتی نور خورشید هم می‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری

باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه

منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد...

یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی...

که محکم باشی پای هر خداحافظی

و یاد می‌گیری که خیلی می‌ارزی...

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٧ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

حالا

بر نیمه شب زمستانم

به برف بگوبی صدا ببارد

تنها

سرزمین غارت شده ای دارم

و فنجانی که نشسته ام

تا همیشه کنارم باشی...

                                                                                13

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٦ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |