!...يواشــكـــي

هوا هر وقت که بارونیست توو فکر من چراغونیست

پرم از خاطرات تو همونایی که می دونی....

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۳٠ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

گاهی ناچاری به دچار بودن و گاهی دچاری به نا چار بودن...

این روزها فکر می کنم فقط یک وجب تا آخر دنیا باقیست...الباقی اش زر مفت است.

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢۸ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

خود

کشی

...

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۱٤ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

دیروز دعای عرفه جمکران واسه همه دعا کردم به یادتونم و مرسی که توی این همه سال کنارم بودیدو با کامنتهاتون باعث آرامشم شدید همتون و دوست دارم

دلم تنگ است می دانی؟

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٥ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

دلت نسوزه ...

بزار فقط دل من بسوزه اصلا فدای سرت که می سوزه تو غصه نخور قول؟

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۳ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

چه خوبه که خیلی زود شب میشه

چه خوبه که هر شهری میرم اونجا بارونه

چقدر خوبه که توی جاده همیشه نمنم بارون به راهه

چقدر خوبه که قلبم درد می کنه گاهی تیر میکشه و گاهی هم دوتا یکی میزنه صداشو میشنوم بهتر از سکوته

دلگیر نباش دلت که گیر باشد رها نمی شوی

.................

بی ربط:

نه امشب که هر شب که حالم خرابه

یه جزیرم که دورم یه دریا سرابه

من عادت نکردم به شبهای سردم

به اینکه نباشی نه عادت نکردم

قسم خورده بودم اگه از تو جداشم

دیگه حتی یه لحظه توو فکرت نباشم

ولی دیدم نمیشه نمیشه نمیشه

که فکرت نباشم نه دیروزو نه فردا همیشه

چقدر قصه گفتم که دریا بخوابه

چقدر گریه کردم نفهمم سرابه

نفهمم کجامو نفهمم کجایی

چقدر با تو بودم تو عین جدایی

همیشه...

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |