!...يواشــكـــي

هر چقدر بد شدی بازم حرف رفتن نزدم
تو همش راهتو رفتی من همش راه اومدم
تا به سختیا رسیدیم خودتو باختی چرا
اگه دوریم دغدغه ات بود دورم انداختی چرا
هرکاری کردم به چشت اصلا نیومد
ببخش عزیزم که همین ازم بر اومد
چیشد اون حس زلالت اون دل ساده و صاف
لااقل دستشو ول کن جلو من بی انصاف
من دلم قد یه دریاست طاقتم خیلی کم
نگیر دستاشو اقلا پیشم اینقد محکم
تا یکی اومد سراغت دل منو رو پس زدی
تو کنار کشیدی اما کاش کنار میومدی
به هر دری زدم که تو اروم بگیری
حالا که خوبه همه چی تو داری میری
اگرچه رفتی عزیزیم با عشق تازه
ولیکن این در رو به تو همیشه بازه
یه روزی خسته میشی از پرسه و ولگردی
یا پشیمون میشی از اینکه منو ول کردی
تازه خواستم پر بگیرم که شکستی بالمو
توکه جای زانوهام نیستی بفهمی حالمو

نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/۳٠ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |

ک هنوز حرف نگفته واسعه تو خیلی دارم...

نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/٢۱ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |