!...يواشــكـــي

نادر :شخصیتی  که اندکی مجنون شده از اونجایی که خیلی مهم واسعم خاطره هاشو دنبال میکنم شاید پرژه داغی بشه...

 

قبلتر از خوالب بیدار شدم دوتا مسج داشتم که هیچ کدوم از اون نبود رفتم دوش گرفتم صورتمو یه حال اساسی دادم و لباسهای مارکدارترم و پوشیدم و سویچ و برداشتم و زدم بیرون بین راه گفتم بگذار بزنگم ببینم کجاست با صدای شادمهر عاغوشتو به غیر من به روی هیچکی وا نکن... گوش میدادم یه حالی داشتم غیر طبیعی بود یه چیزی بین دلشوره ترس و نا امیدی سرش خیلی شلوغ بود فکر کنم ١٠ دقیقه اول اصلا متوجه من نشد وقتی دید با اخم اشاره کرد بیا اینطرف دیگه اونجا نمیرم هیچ وقت خیلی بد باهام برخورد کرد سرد و بی تفاوت اما یه حسی میگفت حق داره بازم بی خیال ما که دل و دیده سپردیم به طوفان بلا امروز یه دفعه هم زنگ نزد به جاش کلی اس ام اس دادم که همش بدون جواب بود وبدون جواب موند ...

شمالیترین نقطه دلم واسعه اونه

کاش بدونه هیچی ازش نمیخوام

کاش بفهمه خودش و می خوام نه موقعیت شغلیش

کاش درک کنه پولش هرگز به دردم نمیخوره

کاش نگاه هاش واقعی باشه

کاش این سرد  بودن ظاهریشو بگذاره کنار

کاش بزرگتر فکر کنه

کاش روی قولش بمونه

کاش بهم بزنگه

دست و پامو بسته نمیگذاره هیچ کاری واسعش انجام بده کاش بدونه چقدر دلم و قلبم منتظرشه

چون میدونم هیچ وقت اینجا نمیاد میگم

خیلی دوسش دارم چون یه انسان واقعی و مهربون و قابل احترام با اینکه میدونم نمی دونه که چقدر واسعم عزیز از ته قلب میخوامش

یادمه یه شب بهم گفت یه کم بهم فرصت بده...یه کم پای من صبر کن ...یه قول هم بهم داد که اون آرومترم میکنه هرچند نمیدونم روی قولش میمونه یا نه ...

امیدوارم بهم بزنگه ...

الاهی چشم براه هیچکس نمانی ....

میگفت این آهنگ و خیلی دوست داره وقتی پیشا پیش به کنسرت حبیب دعوتش کردم



شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

فریبنده زاد و فریبا بمیرد

شب مرگ ، تنها نشیند به موجی

رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

که خود در میان غزلها بمیرد


گروهی برآنند کاین مرغ شیدا

کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد

شب مرگ از بیم ، آنجا شتابد

که از مرگ غافل شود تا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم

ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

چو روزی ز آغوش دریا برآمد

شبی هم در آغوش دریا بمیرد

تو دریای من بودی آغوش وا کن

که می خواهد این قوی زیبا بمیرد

التماس دعا...

نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/۱٠ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |