!...يواشــكـــي

تا الان هیچ خبری ازش ندارم وای خدای من نمیدونم چرا نمیتونم بهش بزنگم حس خوبی ندارم ناراحت

خداکنه حالش خوب باشه...

منتظر میمونم چارهای جز صبر ندارم...دچارتردیدم شدم چرا اینقدر فاصله ؟

چرا اینقدر سرد؟

چرا انقدر تلخ ؟

میدونم جای خوش آب و هواییه الان و حسابی داره بهش خوش میگذره خوب خدارو شکر چی از این بهتر

به خودم میگم شاید جایی که آنتن نیست نمیتونه باید خودم و اینطوری دلداری بدم دیگه...

به قول فاضل

کـی به انداخـتــن ســـنگ پیاپی در آب
مـاه را می شود از حافــــظـه آب گرفت؟

هر جا که هست بهش خوش بگذره و شاد و پر انرزی باشه ...به امید این که این  روزها خیلی زود بگذره ...

کاش بزنگه ...

نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/۱۳ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |