!...يواشــكـــي

منو با یه بوسه ، ببر تا ستاره ، بمونو یک لحظه نگام کن دوباره ، تو چشمای نازت یه دنیا امیده

 

منو با یه بوسه ببر تا سپیده

 

تو بودی که عشقو به قلبم سپردی ،منو تا  به جشن شب و آینه  بردی

توکه  باشی دنیا، قشنگه همیشه ، دیگه حتی پرواز برام ساده میشه

 

منو با یه بوسه ببر تا ستاره

 

یه شب زیر بارون صدام کن دوباره ، بذار جون بگیرم از حرم نفس هات ، طلوعی به پا کن ز آتیش دستات

 

هنوزعطر موهات توی خونه مونده ، نگاهت منو تا به ابرا رسونده ، توهمزاد نوری ، یه نور مقدس ، به تو دل سپردن چه آسونو سادهست

 

کمک کن که از عشق ترانه بسازم ، هزار باردیگه به تو دل ببازم  

 

غمت روبه دست فراموشی بسپار

بگو : نازنینم که خوابی یا بیدار

 

منو با یک بوسه ببر تاستاره....




گفتم نمیام ببینمت گفت ،خیلی نامردی...داره میره سفر ،تا وقتی بر گرده میمیرم ...هی ...روزگار...تموم آهنگ هایی و که دوست داشتم و سی دی کردم و واسش میفرستم اما نمیرم ببینمش چون دلشو ندارم...از الان تا برگرده توی کمام

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱٠ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |