!...يواشــكـــي

لحن خوبی نداشت ،بسیار عصبی،غمگین،سرد گاهی هم حس برتری...نتونستم مقاومت کنم در مقابل اون همه بی انصافی،در مقابل اون همه بی رحمی،از کجا اومد ؟از کجا اومد اون همه بی رحمی چقدر تغییر ...وای خدای من دارم گیج میشم....

عیبی نداره منم خدایی دارم اما میدونم اینجا تنها جاییه که در مقابلم کم میاری ...مهم نیست که چرا اینجور رفتار کردی مهم اینه که چی باعث شده که اینشکلی بشی...نگرانتم خیلی نگرانم هم راه تو به من دوره هم فاصله نگاهنت به ذهن آشفته من عیبی نداره منو طوفانی کردی اما میدونی فدای سرت در عوض تو یکم آروم شدی، آروم شدنت و دوست دارم...ناراحت

تفاوتی نکند گر ترش کنی ابرو

هزار تلخ بگویی هنوز شیرینی...

دوست دارم...


نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱٤ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |