!...يواشــكـــي

 

سلام چشمامون و بستیم تا دوباره باز کردیم دوباره ماه مبارک رمضان اومد....

چقدر زمان بی رحمه و زود میگذره  ،یاد شیطونیا بخیر که سحر ها در خونه هارو میزدم و فرار میکردم چه حالی داشت هیم چه زود گذشت...

کاش تو همون روزا میموندم...توی اون روزا همه بودن مامان آقاجون داداش ما حالا یه نفری ،تکی مهم نیست این نیز بگذرد

باکلی ذوق سحری درست کرد و همه چیز و آماده کردم اما سحر خواب موندم تا بیدار شدم دیدم اذان

خندیدم و باز به زندگی ادامه دادم ...چقدر بده که توی خونه ای زندگی کنی که هیچکی وقت سحر بیدارت کنه و هواتو داشته باشه اما همیشه خدا هست

 نکته:تست دوبلاژو قبول شدم اما دل خوش سیری چند؟

التماس دعا

به ماه مبارک رمضان خوش اومدید

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٢۱ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ توسط می سم نظرات () |