!...يواشــكـــي

درست جمعه همین هفته عروسی داداشمه و من میمانم و خودم ...هر چند با روحیه ای که من دارم درست ١۵ دقیقه پایانی مراسم خدمتشون میرسم به علت متنفر بودن و دوام نیاوردن توی جاهای شلوغ اما پشت صحنه مثل گاو از هفته قبلی که شروع شد دارم کاراش و جفت و جور میکنم ...هیم عجیبه این روزگار نامرد ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیشب که دلتنگی به طور وحشتناکی اومده بود سراغم با خودم میگفتم عجب غلطی کردمانیشخند

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٢۱ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ توسط می سم نظرات () |