!...يواشــكـــي

تموم کاجهای بلند و اون پارک به اون آرومی و که توش یه عالمه خاطره ی قشنگ داشتیم و قطع کردن ،نمیدونم اگه ببینی چه حالی میشیناراحتخدا کنه هرگز نبینی بجاش من به جای تو هم ،غصه میخورم .

تموم دلنگرونیم اینه که گذرت به اون پارک بخوره که میخوره

الاهیناراحت

دیشب توی پمپ بنزین دیدمت ولی تو ندیدی قلب 

جالبه...

 جای بوسه ای که تو روی گونه من جا گذاشتی و بهت گفتم  بشین بچه جون نکن هنوزم که هنوزه داره میسوزه اما جای لبهای من روی شیشه ی ماشینت کلا پاک شده...

عجیبه ...

که چشمهای من توی چشمهای تو گم بشن اما جای نگاهت روی تموم لحظه های من پیدا بمونن...

قشنگه ...

صدای تو توی گوش من زنگ بخوره هر لحظه اطرافم و نگاه کنم به دنبال تو در صورتی که صدات میزنم و حتی نگاه هم نمیکنی...

من این عجیب بودن و جالب بودن و دوست دارم ...میرسه روزی که تو هم دوست داشته باشی...قلب

التماس دعا...

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٢ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ توسط می سم نظرات () |