!...يواشــكـــي

دیشب موبایلت و گرفنتم اما جواب ندادی....خیلی اذیت شدم به خاطر بی خبری یه دفه دلم شروع کرد به شور زدن تا صبح شد و صدات و شنیدم و آروم و آروم شدم ...یه چیزی و می دونستی ؟

حتی جواب ندادن هاتم دوست دارم ...

دارم تموم تلاشم و میکنم واسه آپلود یه آهنگ که مدتها توی ذهنها میمونه...

تو را من چشم در راهم...

امشب و میخوام تا ته زندگی کنم ....البته با خیالت شایدم با بوی ته مونده  اون اتکلانی که دریه اون سهم من شد و شیشه  ی پرش واسه ی تو...

شایدم نم نمای گرگ و میش بیای توی خوابم...

اینجا هوا ابریه اونجا رو نمیدونم...

اینجا آسمونش دیگه آبی نیست  اونجا رو نمیدونم...

اینجا هوا خیلی سرده اونجارو نمیدونم...

اینجا دو تا چشم در انتظارن اونجا رو نمیدونم ...

اینجا یه دل برات تنگ شده اونجا رو نمیدونم ....

اونجا رو نمی دونم ...

به قول عزیزی:نقاش نیستم !

ولی تمام لحظه های بی تو بودن را   درد    می کشم...

 

 

 

                                                                                         کوچکت تا ابد میثم...

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٢ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |