!...يواشــكـــي

بگذار بگذرد همه چیز آن چنان که هست

دنیا همین که بوده و دنیا همان که هست

پای سفر که پیش بیاید مسافریم

آدم هراس جاده نداردجوان که هست

تا هر چه دور پشت مرا گرم می کند

مثل تو دست همسفری مهربان که هست

اصلا بدون مشکل،شیرین نمی شود

در راه دست کم دو سه تا امتحان که هست

 

گاهی برای ما خود  این راه،مقصد است:

یک جاده با فراز و نشیب آن چنان که هست

حالا اگر چراغ نداریم بی خیال

فانوس شعر های تو در دست مان که هست

خواب دو جفت بال و پر سبز  دیده ام

پاهای مان شکسته ،ولی آسمان که هست

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢۳ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |