!...يواشــكـــي

سلام بابام حالش خوب نیست بردیمش پیش بهترین متخصص ها وگفتن دچار آترفی مغزی شده فقط اومدم بگم واسعش دعا کنید روزهای خوبی و پشت سر نگذاشتم خوابم میاد بابام خیلی صبوره و مهربون شادو یه کمی سختگیر هیچ وقت تا حالا به این فکر نکرده بودم که چقدر دوستش دارم شاید به خاطر اینه که خیلی ....خیلی ....نمیدونم فقط میدونم دوست دارم بلندشه راه بره حرف بزنه بهم گیر بده تو رو خدا مراقب پدراتون باشید حالا میفهمم که اون روزا نباسد باهاش بد رفتار میکردم و گوش به حرفهاش میدادم...ایکاش خدا دباره یه فرصت دیگه بهم بده تا جبران کنم....کاش یکی بود باش میچتیدم دلم خیلی گرفته از بس حرفامو تو خودم ریختم خسته شدم اما باید عادت کنم خدایا خودت همه بیمار هارو مثل روز اولشون بهشون سلامتی عطا کن خدایا تو که اینقدر بزرگیو مهربون ....من سلامتی بابامو از خودت می خوام
نوشته شده در ۱۳۸٧/٥/٢٢ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |