!...يواشــكـــي


گهواره‌ام شکسته، تکان‌های آخر است
این طفل غرق لذت رؤیای آخر است
تابوت واژه‌های غزل در عزای ابر
برشانه‌های زخمی تنهای آخر است
پایان هر جواب من آغاز پرسشی است
پس مرگ من جواب معمای آخر است
از راه‌های رفته به اول رسیده‌ایم
دیروز رفته فرصت فردای آخر است
بر قایقی شکسته در امواج سهمگین
راه نجات نیست، تقلای آخر است
آهسته‌تر از این بِنواز ای نسیم صبح
یک برگ در هوای نفس‌های آخر است
در خواب مرگ می‌بردَم لای‌لای رنج
گهواره‌ام بخواب تکان‌های آخر است

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٢٠ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |