!...يواشــكـــي

دو نفر از رفیقا از کربلا برگشتن

وقتی داشتم باهاشون روبوسی میکردم بهم گفتن هر جا که میرفتیم یاد تو می افتادیم و دعا و نماز از طرف تو نایب الزیاره بودیم

یه کم که خوب فکر کردمدبدم ما دوستای خیلی دوری هستیم چه جوریه که تو ذهنشون بودم ؟؟؟؟

امام حسین خودت می دونی چقدر دوست دارم بیام تو رو خدا یه کاری کن...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۸ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ توسط می سم نظرات () |