!...يواشــكـــي

من الان که می خوام شرو کنم به نوشتن اومدم مهمونی خونه دوستم شا ید شما هم بشناسینش ماهم آدمیم خیلی ماه اصلا می خوام موضوع نوشتم باشه شاید خودش راضی نباشه ولی مهم نیست بزار همه بدونن که چقدر ماههههههههههههه مهربونه می دونین اون برام همه چیزه اون باعث شده که بتونم زندگی کنم بتونم زنده باشم خودم باشم بتونم تصمیم بگیرم خلاصه بتونم باشم من برای شما ها آرزو می کنم فرشته مهربونی مثل اون داشته باشید از این طریق می خواستم بگم منم آدمم بابا بلدم مثل تو باشم همیشه محبت یک طرفه نیست عمر غصه هاتون کوتاه یواشکی

نوشته شده در ۱۳۸٥/٤/۳٠ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |