!...يواشــكـــي

من خودمم همینم که هستم اینکه لحظه لحظه هام رو با عشق نفس می کشم عشق نسبت به آدمها به کسایی که واسم عزیزن بدون اینکه دلیلش رو بدونم

تووی این روزا به این جمله خیلی فکر میکنم اینکه آدمها حق انتخاب دارن با علم اینکه ممکنه  ضرر کنن و اسیب ببینند و چیزی که خیلی ذهنم رو درگیر خودش کرده اینکه باید واقعیت رو بپذیرم و باهاش کنار بیام.

با واقعیت کنار اومدن و پذیرفتنش خیلی دردناکه و دردناکتر از اون اینکه نتونی با واقعیت کنار بیایی.

گیر افتادم بین میلیونها دلیل گیر افتادم بین هزاران اتفاق گیر افتادم بین صدها راهکار که به یه جا ختم میشه و گیر افتادم بین ده ها نتیجه مشترک و گیر افتادم بین دلی که نمی خواد واقیت رو قبول کنه.

پ.ن:خسته ام مثل در آغوش کسی جا نشدن...

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٢۳ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |