!...يواشــكـــي

چه خوبه که خیلی زود شب میشه

چه خوبه که هر شهری میرم اونجا بارونه

چقدر خوبه که توی جاده همیشه نمنم بارون به راهه

چقدر خوبه که قلبم درد می کنه گاهی تیر میکشه و گاهی هم دوتا یکی میزنه صداشو میشنوم بهتر از سکوته

دلگیر نباش دلت که گیر باشد رها نمی شوی

.................

بی ربط:

نه امشب که هر شب که حالم خرابه

یه جزیرم که دورم یه دریا سرابه

من عادت نکردم به شبهای سردم

به اینکه نباشی نه عادت نکردم

قسم خورده بودم اگه از تو جداشم

دیگه حتی یه لحظه توو فکرت نباشم

ولی دیدم نمیشه نمیشه نمیشه

که فکرت نباشم نه دیروزو نه فردا همیشه

چقدر قصه گفتم که دریا بخوابه

چقدر گریه کردم نفهمم سرابه

نفهمم کجامو نفهمم کجایی

چقدر با تو بودم تو عین جدایی

همیشه...

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |