!...يواشــكـــي

واسه من کافیه اینکه از من خاطره داری

به یادشون که می افتی واسه من وقت می گذاری...

واسه من همین خوبه...

امشب یه شب قلیونیه توب با دایی رضا قراره صبح بره کرج البته اگه خالی نبنده...میخنده ایشالا همیشه بخنده دوسش دارم خیلی زیاد اما خودش خبر نداره توی این شبا احساس میکنم بچه دار شدم و قراره سحر که بشه بزام اما نمی دونم چرا هی نمیشه....

پ.ن:همش میخنده  فک کنم دسشویی داره

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱۸ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ توسط می سم نظرات () |