!...يواشــكـــي

 

لبخندسلام لبخند

ممنونم از شما مهربونا که کلی با آفها و کامنتای خصوصی و غیر خصوصی بهم لطف داشتیدخجالتخوب بهم حق بدید همش نمبیتونم بخندم و بخندونم نیلوفر جون که الان مشهده و جاش خالی نباشه داداشی زیارتت قبول لبخندخیار که داره هنوز سالاد درست میکنه  و جدیدا خوش تیپ شده اساسی منم نمی دونم چرانیشخندخوب فکنم اینجا باید دوتا از دوستای خوبمو بهتون معرفی کنم دهکده شب و خانم پریسا که پستهای خیره کننده ای رو میگذاره پیشنهاد میکنم بهشون سر بزنید مرصادم که واسعه خودش میچرخه لبخنداین پست رو گذاشتم بسکه هی گفتید به روز کن به روز کن نیشخندبچه باحالم که کلاسشون رفته بالا خلاصه این رتبه اول و هلن هم که دارن یه قول دوقول بازی میکنن میمونه شما ها که غریبه نیستید که الان نمایشگاه کتابه و به فکر کنکور نمیخونه که فقط اگه بهش یه کاری بگی میگه درس دارم خندهموری که به دیار فراموش شدگان پیوسته اما نه ما به یادشیم میماند غزلک و بختک که نمیدونم چی شدن امیدوارم افسردگی نگیرید مراقب خودتون باشید بازم ممنون از لطفهاتون قلب

 رسید لب به لب و بوسه های ناب زدیم

دو جام بود که با نیت شراب زدیم

دو گل که با عطش بوسه ها ی پی در پی

به روی پیراهن سرخشان گلاب زدیم

نه از هوس که ز جور زمانه...لب به شراب

اگر زدیم برای دل خراب زدیم

موذنا به امید که می زنی فریاد؟

تو هم بخواب که ما خویش را به خواب زدیم

مگرد بی سبب ای ناخدا که غرق شده ست

جزیره ای که به سودای آن به آب زدیم ...

                                                                                           { نظری}

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٢۱ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |