!...يواشــكـــي

دبی کربلا   کریسمس شب یلدا محرم ...

فرودگاه بی خوابی انتظار طلوع خورشید پرواز ساعت ٧ بیخوابی سنگینیه پلک خوابیدن پشت رول تو جاده....پرتقال پرتغال موز نارنگی گریه بچه ها ساعت ٣:٣٠ صبح انتظار ...نبوسیدن به خاطر...ایستادن و باز ایستادن ....افتادن موبایل روی زمین ...نگاه کردن نگاه نکردن گریه کردن خندیدن و باز گند زدم به این زندگی...

این داستان ادامه دارد٠٠٠

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/٢٥ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |