!...يواشــكـــي

به تو مدیونم  شکستی حرمت شب و من و ماه... ولی رضا صادقی چی خونده ها ...خیلی وقته پیش میخواستم این اهنگ و بگذارم واسعه وبلاگم اما نمیشد ولی شد ...

 لبخند

رسید لب به لب و بوسه های ناب زدیم

دو جام بود که با نیت شراب زدیم

دو گل که با عطش بوسه ها ی پی در پی

به روی پیراهن سرخشان گلاب زدیم

نه از هوس که ز جور زمانه...لب به شراب

اگر زدیم برای دل خراب زدیم

موذنا به امید که می زنی فریاد؟

تو هم بخواب که ما خویش را به خواب زدیم

مگرد بی سبب ای ناخدا که غرق شده ست

جزیره ای که به سودای آن به آب زدیم ... 

داشتم پستای قبلمو میخوندم وقتی بهش رسیدم نتونستم ازش بگذرم آورمش اینجا تا یه خاطره کهنه زنده بشه واسعم  ...

چه روزگاری بود  انده جهالت انده بی هدفی انده  خریت 

                                       

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٧ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ توسط می سم نظرات () |