سلام

دیروز ظهر تصادف کردم اونم چه تصادفی یه صحنه اکشن هشدار برای کبری ١١ بود یک حالی داد یه صدای عجیب بومب تاق قیژ دوباره تاق توق بعدش یه صدایی شبیه قوووووووووووویمممممممممممممممممممسجگنیشخندیه ذره بعدشم که چیکار میکنی خندهیه حال باحالی داشتم خیلی هیجان داشت نمیدونستم به ماشین خودم نگاه کنم یا اون ها خیلی داغون داقون شده بود هرکیم میرفت کلی نگاه میکردو میگفت چیزی نشده صلوات بفرستید خندهبعضباشونماینشکلی بودنتعجبخوب به جایی که هردومون بودیم نگاه کردم و گفتم ببخشید آقا شما مقصر هستید سرعت غیر مجاز و حق تقدم با من بود یه دودوتا چهارتا کردو گفت نه منو میگیعصبانیرفتم تو ماشین نشستم تا افسر بیاد تو دلم خدا خدا میکردم که نیاد آقا هرکی که رد میشد میگفت ماشین اون آقاهه تقصیر کاره نزدیک به ٢٠٠کیلومتر دورماشینش میچرخید و منم سرم و گذاشته بودم روی فرمون و غصه اینو میخوردم الان ٢٠یا١۵ تومن منو جریمه میکنن به خاطر همرا نداشتن مدارکناراحتداشتم با خودم فکر میکردم یه دفه یه صدای تق تق تق اومد دیدم آقاهس داره میزنه به شیشه گفتم بله نمیشنیدم چی میگه شیشرو دادم پایین نمیومد نمیدونم چرا بر اثر ضربه داقون داغون شده بود گفت عزیزم بزنیم کنار خودمون حلش میکنیم منم یه نگاه کردم و گفتم نه بگذار افسر بیاد بعد حالا از خدام بودا رو نمیکردمنیشخندگفت یعنی ما دوتا آدم بزرگ اندازه اون افسر نیستیم یه ذره اصرار و از اونجایی که من آدم خیلی دلرحمیم قبول کردم زدیم کنار آقا همینکه زدیم کنار شرو کرد به پروگری حالا پرو گری نکن کی پرو گری بکن خندهیه دفعه دیدم یه خانم با فیزیک خیلی بزرگ  شبیه رضا زاده از ماشین پیاده شد آقا مارو میگی تعجب یکی اون میگفت یکی خانومه تا به خودم اومدم دیدم دارم پول میشمرم که بدم آقاهه اونقدر خانومه جیق جیق کرد که اصلا نفهمیدم چی شدبعدش که به خودم اومدم کلی قهقههاین صحنه کمدی تو ذهنم پاک نمیشد قهقههخلاصه اینم از سادگی من وقتی ماجرا رو واسعه چند نفر  تعریف میکردم اینشکلی میشدنو قهقههمیگفتن حقته صبر میکردی افسر میومد چه کنم که هرچی که میکشم از دست این دل ساده میکشم ...حالا من موندمو یه ماشین درب و داغونداقون تازشم وقت گرفتم برم تعمیرگاه صافکاری کلی هم آب از رادیات رفت که فکنم یه نوبتم رادیات سازی باید برم عینکا

نتیجه اینکه :دلتون واسعه کسی نسوزه البته اگه تونستید...

یا علی ...

التماس دعا

داشت یادم میرفت٨٨/١٠/٢٩تا٨٨/١١/٢یه سفر رفتم که خیلی خاطره انگیز و ناب بود خداکنه بازم پیش بیاد ...واسعتون آرزو میکنم که حس منو تو اون سفر رویایی تجربه کنیدلبخندآمین

/ 25 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
**!!!..ف...!!!**

قربونت .. وای چه بد پسر انقدر حساااااااااااااااااااااس ؟! حالا گریه نگن اشک ازون رادیاتورت نریز امروز حتما می بینیش ... سپاس[گل][گل][گل] احتمالا باز منتظر میشی تا یه حادثه اکشن دیگه برا اون رخشت اتفاق بیافته بعد اپ کنی ..این طور نیست ؟

پریسا

سلام خوبی؟ ببخش یه مدت نبودم بی معرفت نیستم بدجوری درگیر بودم[ناراحت] الکی لکی اااا بببین چی شداااا[منتظر] خوش به حالت که مسافرت رفته بودی خیلی دلم میخواد برم سفر یکم استراحت کنم[چشمک]

پریسا

آره والا دل سوختن این چیزارم داره دیگه[نیشخند] فقط باید به فکر خودت باشی[پلک]

پریسا

سلام داداشی[لبخند] مرسی از دعات و دل گرمیت امیدوارم همه چی زود تموم چیزی از ایران که برامون ....[ناراحت] درس میشه ایشاله[گل][لبخند]

محمد Mohammad

سلاااااااااام خوبی هموطن و هم وبلاگی و همراه من؟ روز 2شنبه 12 بهمن ماه و اولین روز از دهه فجر انقلاب اسلامی را بر تو و خانواده تو و همه مردم ایران زمین تبریک و تهنیت عرض میکنم آپیدم و منتظر قدوم مبارک شما هستم ممنون از حضورت شاداب باش که شادابی حق توست[قلب][گل]

زهره

سلام از وبلاگت خوشم اومد زیباست. اما اگه نوشته هاتو درشت تر بنویسی بهتره آخه چشمم درد میگیره بخوام بخونم. امیدوارم موفق باشی گاهی به ما هم سر بزن

**!!!..ف...!!!**

ای بابا .... گه گاهی درین وبلاگ روانی میشوم ..... گاهی ز چرندهای تو خسته میشوم....گاهی اتومبیلت پنچر نمیشود ...گاهی ؟ ممنون میای میخونیم جرات داری نیا سپاس [گل][گل][گل]

شبنم

خدارو شکر که پیدا شد.[لبخند] راستش موبایل منم پیچیده شد ولی تا الان پیداش نکردم...[ناراحت]

شبنم

ایشالا همیشه به سفر و خوشی باشی[گل]